من که دیگر نیستم حالا چه فرقی میکند؟
بی حضور یک نفر دنیا چه فرقی میکند؟
لا به لای ازدحام این همه بود و نبود
هستیم با نیستی آیا چه فرقی میکند؟
با شما هستم شمایی که مرا نشنیده اید!
با شما خانوم ویا آقا چه فرقی میکند؟
اینکه هر شب یک نفر از خویش خالی میشود
واقعاً در چشم آدم ها چه فرقی میکند؟
من به هر حال آمدم تا با تو باشم مهربانِ
واقعیٌت باش یا رویا چه فرقی میکند؟
واقعیت باش .رویا باش یا اصلاً نباش
من که دیگر نیستم حالا چه فرقی میکند؟
با سلام خدمت همه دوستان من باز به دنیای زیبای وبلاگ نویسی برگشتم پس یک یا علی دیگر
پیداست هنوز شقایق نشدی
زندانی زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود می رانی
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدی وگر نه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
کاش در دریای هستی قصه ی طوفان نبود
تا که با هم قا یقی بی باد بان می ساختیم
همیشه انقدرساده نرو ومگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن ........شاید کسی در پی تو میدود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند ........و تو هیچ وقت او را ندیده ای
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
وقتی که شکست بغض تنهایی من
وابستگی ام را به تو باور کردم
دیباچه عشق و عاشقی باز شود
دلهای همه آماده پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود
دیدم که تو دریایی و من رود شدم
در وسعت چشمان تو محدود شدم
آن روز که در آتش عشق افتادم
سر سبز تر از آتش نمرود شدم...
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری نمی گردم پی خاری
من پذیرفتم شکســــــــت خویش را پندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد اشنا دیوانه است. میروم از رفتن من باش شــــــــــــاد از عذاب دیدنم ازاد باش گر چه تو زودتر از من میـــــــــــروی آرزو دارم ولی عاشق شوی ارزو دارم بفــــهـــــمی درد را تلخی برخورد های سرد را
شبی پرسیدمش بابیقراری به غیر ازمن کسی رادوست داری؟
دوچشمش ازخجالت برهم افتاد میان گریه خویش گفت آری.........
پایان هر عشق وصل نیست! شادی نیست! گاهی جدایی و غم و حسرت است.
پس از عشق پرهیز کن ! حیف است ، مگذار قلب پاک و مهربانت با غبار عشق آلوده گردد،
حیف است چشمان سیاه و زیبای تو روزی برای غم جدایی اشکبار شود
بگیر این گل از من یادبودی
که تنها لایق این گل تو بودی
فراوان امدند این گل بگیرند
ندادم چون عزیز من تو بودی